تک ستاره ممنون به خاطر همه ی خوبی هات
به خاطر برگشت دوباره و به خاطر نگه داشتن این عشق
و ممنون به خاطر این شعر و ای آهنگ ...
و ممنو به خاطر این جمله که دوباره بهم دادی ....
خیلی سخته ٬ نمی شه ٬ نمی دونم بی تو چه جوری می خوام بمونم تا ابد
همیشه دوریت و چه جوری می تونم تحمل بکنم
این بار می خوام بخونم تا بدونی که تو رو دوست داشتم و دارم و خواهم داشت تا ابد
بیا برگرد که من فقط به عشق تو گرفتارم و
این دل نداره دیگه طاقت بیا که چشم به راهتم عزیزم
پس برگرد زود بیا عزیزم خونه منتظر نگاه و قدمات
برگردکه این دنیا بی تو دیگه هیچ ارزش و حال و صفایی نداره
پس منتظرت می مونم تا همیشه این تنها کاریه که می تونم بکنم
از سر صبح تا خود شب دعا کردم تا شاید برگردی پیشم
پس دیگه بیشتر از این نده آزار این دل شکسته ی من
هر چی که تا حالا این از دوری تو کشیده دیگه بسه براش
فقط آرزوش اینه که باشه واسه تو٬ بتپه واست
اما غصه ی رفتنت ٬ بوییدن عطر تنت ٬ یادآوری نگاهت هنوز توی ذهن منه
هنوزم به دست منه ٬ خاطرات تلخ منه ٬ دل ساده ی منه که هنوزم به فکر برگشتنه
می گردم تو خاطراتم میگم بازم میگم خاطرخواتم صد بار صد بار دیگه داد می زنم خاک پاتم
هنوز تو نخ عکساتم خنده هات و گریه هاتم
اگه رفتی بدون من بدون چشم به راهتم
تنها دلخوشیمه که دوباره تو رو ببینم و بگم دوست دارم عزیزم هیچ وقت از پیشم نرو
ناراحتم نمیتونم فقط باید بشینم و چشمام و بدوزم به در و صدا کنم اسم تو رو
بدون تو نمی تونم فقط باید بدونم و رفتی ندیدی نگفتی پشت سرت اسم من و
رفتی نخواستی ببینی گریه های شبونم و
آره بدون پشیمونم ٬ نمی تونم بخونم و
گریه های شبونم می شکونه دل شب و
آره یاد داغ دستا می سوزونه تن من و
امیدوارم یه روزی بفهمی دوست دارم حاظرم به خاطرت رو رفتن پا بذارم
بیا برگرد که برگشتت برای من می شه امید دوباره ی زندگی کردن
حس جدید رهایی از انتظار و هم تجلی تازه از عشق تو قلب سرد من
چیکه چیکه اشکام ریختن تو اونا رو ندیدی
مثل یه پرنده از درخت عشقم پریدی
رفتی خونت و ساختی رو یک درخت دیگه
اصلا انگار صداهای من و نمی شنیدی
شبا نمی خوابیدم نبینم کابوس رفتنت ٬ حالا که رفتی می خوابم تا تو رویا ببینمت
دلم تنگ شده حتی واسه نگاه کردنت ٬ وقتی داشتی می رفتی نشنیدی صدات کردمت
چرا می خنده عکست تو قاب همیشه به گریه هام ٬ چرا با خودت بردی خاطرات از تو رویاهام
صدام نگام میاد به یاد ٬ دادی به باد تو خاطرات
بارون بهاری ببار تا نبینه سن اشکام
فاصله میزنه صدام ٬ تنهایی نمیده نجات
چرا رفتی نریخته بودم مگه همه چیزم و به پات
با یادگاری هات ای کاش بتونم بیارم به یاد روزای خوش با تو تو بارون رفتن باهات
دلم تو سینه سنگینی کرد دادم بشکنه
واسه یه بارم شده ستاره هام رو بشمره
توی شب عشقمون نداشتم یه ستاره
اونم پر کشید و رفت که خورشید و واسم بیاره
می خوام ببینمش یه روز و بهش بگم با اشاره زدی زیر همه ی قولات اشکالی نداره
من و تو میبینیم همدیگه رو یه روز دوباره تو جایی که زمان و مکان معنایی نداره